" سر فصل " » 1388 » مرداد

درباره روزنامه نگاری در ایران

~ ۱۶ مرداد ۱۳۸۸

شاید برای اولین پست وبلاگ چندان این نوشته مناسب نباشد ، بگذارید به حسابِ بی حساب و کتاب بودن اتفاقات این روزها که هیچش روی قوانین و قراردادهای عرفی و اجتماعی نیست و آشفتگی در نوشتار را هم به آشتفگی ذهنم ببخشید .
سال گذشته روز خبرنگار از دوستی که در حال حاضر در زندان به سر می برد sms دریافت کردم با این مضمون که : ” قلم به دست مزدور از اون چمدون هایی که بهتون دادن ما رو هم بی نصیب نذار ، روزت مبارکت ” جریان چمدان های دلار ریشه در سخنان طنز آمیز دوران مجلس ششم داشت و عبارت قلم به دست مزدور هم میراثی است که از آن روزها برای ما قشر روزنامه نگار به ارث رسیده است که به درستی بیان گر نگاه حاکمیت به قشر روزنامه نگار و شغلی تحت عنوان روزنامه نگاری است . مساله اصلی که می توان به آن اشاره کرد ، نگاه امنیتی حاکمیت به مقوله اصلاع رسانی و مطبوعات و علی الخصوص روزنامه نگار است ، بر اساس این نگاه روزنامه نگاران غالبا افرادی آموزش دیده برای براندازی نرم، ایجاد اغتشاش ، افرادی مزاحم و وابسته به خارج از کشور و دولت های بیگانه شناخته می شوند . بر اساس نگاهی که در بالا به آن اشاره شد ، در آستانه روز خبرنگار دفتر انجمن صنفی روزنامه نگران و نهادی برای پیگیری مطالبات صنفی این قشر ، پلمپ می شود. در دستگیری های بعد از انتخابات ، فارغ از کالبد شکافی این اتفاقات ، شاهد بودیم که گسترده ترین دستگیری ها از جامعه روزنامه نگران و اهالی مطبوعات بود . افرادی که بر حسب تعریف شغلی، تنها به کار حرفه ای خود اشتغال داشتند، تحت عناوین مختلف تحت تعقیب فرار گرفته و بازداشت شدند .
نقش مطبوعات و نهادهای مدنی به عنوان بازوی اصلی هر دولتی برای حرکت به سوی توسعه و پیشرفت و بالابردن آگاهی های مردم در جامعه انکار ناپذیر است و هر کشوری که به موفقیت داخلی و ارتقای جایگاه بین المللی خود می اندیشد باید به مطبوعات به عنوان یک فرصت و امتیاز نگاه کند. حاکمیت هایی  که بالابردن اگاهی های مردم را پیشرفت خود می دانند ، در این حکومت ها مطبوعات می توانند به عنوان بزرگترین همراه ، نقش خود را ایفا کنند ودر مقابل در حکومت هایی که روزنامه نگار و روزنامه هیچ حاشیه امنیتی برای ادامه کار خود ندارند، در شرایطی که پا به پای افراد سیاسی ، روزنامه نگاران دستگیر و بازجویی می شوند ، در جامعه ای که به جز روزنامه های دولتی و یا همسو با دولت ، هیچ روزنامه ای از انتشار شماره بعدی خود آگاه نیست و و اصطلاحا هیچ روزنامه نگاری آزادی پس از بیان ندارد ، ممکن است در کوتاه مدت این مطبوعات و روزنامه نگاران باشند که متضرر می شوند اما در بلند مدت این دولت ها هستند که ضررهای جبران ناپذیری را متحمل شوند ، زیرا در دنیای مدرنی که دسترسی به جریان آزاد اطلاعات به سادگی صورت می گیرد ، مردم و جامعه منتظر دولت نمی شوند که به بالا بردن سطح آگاهی های آنان تلاش کنند و در نتیجه خود مردم می کوشند تا صاحب خبر شوند .
من معتقدم روزنامه نگاری در ایران با مجموعه محدودیت ها و آسیب هایش ، به دو عامل بستگی دارد. یا طرف عاشق این کار است و یا باید در عقل او شک کرد!